انجمن شعرای نخبه ، سیما تربت

حـــذر از عشق ندانم , نتوانم

اگر لذت ترک لذت بدانی / دگر شهوت نفس لذت نخوانی!
نویسنده : احمدیان - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٥

هر شب وقتی تنها میشم حس میکنم پیشه منی
دوباره گریه ام میگیره انگار تو اغوش منی
روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه
با اینکه نیستی پیشه من انگار دستات تو دستامه

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری دوم www.pichak.net کلیک کنید

 

(اشعار زیباتر کلیک کنید روی ادامه مطلب ...)

 


هر شب وقتی تنها میشم حس میکنم پیشه منی
دوباره گریه ام میگیره انگار تو اغوش منی
روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه
با اینکه نیستی پیشه من انگار دستات تو دستامه

بارون میباره و تو رو دوباره پیشم میبینم
اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم
قول بده وقتی تنها میشم بازم بیایی کنار من
شبای جمعه که میگن بیایی سر مزار من

دوباره باز یاده تو شد زمزمه نبودنم 
ببنین که عاقبت چشام قصه با تو بودنم
خاک سر مزار من نشونی از نبودنم
دستای نامردم شهر چرا ازم ربودنم

به زیره خاکم و هنوز نرفتی از خیال من
غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برایه من
دیگه فقط ارزومه بارون بباره رو تنم
دوباره لحظه ها سپرد منو به باده رفتنم

دیگه فقط ارزومه بارون بباره رو تنم
رو سنگ قبرم بنویس تنها ترین تنها منم

.......................


اگه دست خود من بود
پا تو دنیا نمی ذاشتم
گل عشق و آرزو رو
توی قلبم نمی کاشتم
اگه چشمامو می خوندی
همیشه پیشم می موندی
رفتی اما ندونستی
منو از ریشه سوزوندی
اگه دست خود من بود
راه رفتنو می بستم
واسه خاطرت عزیزم
هر دلی رو می شکستم
هر کسی قسمتی داره
توی آلبوم زمونه
یکی دل میکنه میره
یکی تا ابد می مونه
حالا قسمت من این شد
تو گذشته جا بمونم
تو که پر کشیدی رفتی
من دیگه از کی بخونم

....................

هر کاری کردم که تورو گم کنم از خاطره هام

به در بسته خوردم و باز از تو گم شد لحظه هام

 خاطره های بودنت چه جور فراموشش کنم

دلی که تو آتیش زدی چه طوری خاموشش کنم

جای نگاتو پر نکرد هیچ کسی با هر چی که بود

 انگاری تو خون منی تو پوست و گوشت و تارو پود

 دروغ نمیگم بعد تو خیلی ها رفتن و اومدن

اما توی نگاه من هیچ کدومش تو نشدن

فکر نکنی ازت می خوام بیای و با من بمونی

اینارو گفتم که فقط صداقتم رو بدونی

من نمیخوام که مثل تو هرزی باشم توی دمن

من عاشق عشق میمونم تو دیگه مردی واسه من...

................

تو این روزا ما آدما گل نمیدیم بدست هم

از یادمون داره میره دلتنگی های دم به دم

این روزا دیگه همه جا صحبت بی وفاییه

ورد زبون آدما تنهایی و جداییه

هر کی به فکر خودشه همدلی معنا نداره

حتی دیگه بی بهونه عشق میره تنهات میذاره

یکی بیاد،یکی بیاد چلچله رو صدا کنه

پنجره های بسته رو بیاد دوباره وا کنه

یکی بیاد داد بزنه که دوره دوره وفاست

دشمنی معنا نداره دنیا پر از صلح و صفاست

یکی بیاد،یکی بیاد تا آخر عاشق بمونه

دلزده و خسته نشه دل کسی رو نشکونه

من میمونم،تا که نگن عشق دیگه بی دووم شده

من میمونم،تا که نگن دوره عشق تموم شده

من میمونم،تا بدونن عاشق و با وفا کیه؟

تا که دیگه کسی نگه یک دل با صفا چیه؟

من میمونم تا که بگم دوست داشتنم حقیقته

.....................

هرچه دارم از تو دارم ای همه دار و ندارم
با تو ارومم و بی تو بی قراره بی قرارم
گفتی باشم حالا هستم چشم به راهه یه نگاهت
میدونم منو میبینی که نشستم سره راهت

...........................

با تو کوچه های بن بست میرسن به کهکشونا
اونا که از تو نشونی روی پیشونی ندارن
داغشون توی دلشونه خم به ابرو نمیارن /
رسم من فرشته گی نیست من که درگیره زمینم
تو خودت اینو میخواستی من یه ادمم همینم
اونی که رو دوش خستش یه علامت از تو داره
گاهی کم میاره اما بی نهایتو میاره

....................

 بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو میشنوی
هنوز هوامو داری و هنوز صدامو میشنوی
بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم
اگه تمومه قصه مون هنوز ترانه سازتم
بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی
حتی به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی
بذار خیال کنم تو دل تنگی هات
غروب که میشه یاد من میوفتی
تویی که قصه طلوع عشق و
گفتی و دوست دارمو نگفتی
بذار خیال کنم منم اون که دل تنگ براش
اونی که وقتی تنهایی پر میشی از خاطره هاش
اون که هنوز دوسش داری اون که هنوز هم نفسه
بذار خیال کنم منم اونی که بودنش بسه
دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی
بذار خیال کنم بذار اگر چه بی خیالمی

 


.......................

این اخرین تلاشمه واسه به دست او وردنت
باور کن این قلب و نرو این التماس اخره
چه قد میخوای تو بشکنی غرور این شکسته رو
هر چی میخوای بگی بگو اما بهم نگو برو

این دل و عاشقش نکن اگه منو دوست نداری
راحت بگو اگه میخوای قلب منو جا بذاری
 دلم پر از شکایته اما صدام در نمیاد
میترسم از دستم بری کاری ازم بر نمیاد

نرو نذار که بعد از این دنیا به عشق شک بکنه
هر کی دلش جای دیگس عشقو بخواد ترک میکونه
نفس زدم از ته دل معصومه این قلب به خدا
نذار بشه محال واسش باور عشقه ادما

مرگ دلم پای توه اگه ازش گذر کنی
لب تر کنی رفیقتم کافیه با ما سر کنی


comment نظرات ()