انجمن شعرای نخبه ، سیما تربت

حـــذر از عشق ندانم , نتوانم

تمام حس من نفس نفس بود
نویسنده : احمدیان - ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٠

تمام حس من نفس نفس بود

ویک شب تا سحر فکر هوس بود

درون .... من غوغا به پا بود

ویک زن روی تخت بی سرصدا بود

نگاه توسنم تا برزن افتاد 

دلم میخواست تاابد اوباشد و من

تمام .... من درون دامن

بلند میشدازاو ای وای دختر

نمیشنیدم صدای نای دختر


comment نظرات ()